آیا در بخش دوم از اسپیکینگ آیلتس می‌تونیم از خودمون داستان بسازیم؟ داستانی غیرواقعی؟

آیا در بخش دوم از اسپیکینگ آیلتس می‌تونیم از خودمون داستان بسازیم؟ داستانی غیرواقعی؟

آیا در بخش دوم از اسپیکینگ آیلتس می‌تونیم از خودمون داستان بسازیم؟ داستانی غیرواقعی؟ 

جواب این سوال هم بله‌ست و هم خیر. 

بله چون آزمون آیلتس، تست قدرت استفاده از زبانه و حقیقت داستان ما در بخش دوم از اسپیکینگ آیلتس ارزیابی نمی‌شه. یعنی این طور نیست که بعد از آزمون، پلیس ویژه‌ی سازمان آیلتس بریزه توی خونه و ما رو ببرن کلانتری آیلتس‌ 9. پس اگر در این بخش از آزمون، حرف ما با حقیقت و واقعیت جور درنیاد، مشکلی نیست. 

اما اینکه بگیم خاطره‌سازی یه تکنیک خفنه برای اسپیکینگ آیلتس هم درست نیست. علت؟ علم یادگیری و علم شناختی به ما می‌گه که وقتی داریم خاطره‌ای رو از هیچ و پوچ و بدون هیچ تجربه‌ای می‌سازیم، بیشتر دچار مکث می‌شیم چون ذهن نمی‌تونه جای خالی رو پر کنه (چیزی نداره که باهاش جای خالی پر کنه)، و بدتر اینکه لحن و تن صدای ما از حالت طبیعی خارج می‌شه چون چیزی که داریم به زور تعریف می‌کنیم هیچ احساسی در صدای ما ایجاد نمی‌کنه. 

بهتر از دروغگویی، می‌تونه تغییر دکور یا بازسازی واقعیت باشه. یعنی اتفاقاتی که برای ما افتاده رو با تغییر برخی جزيیات بیان کنیم. مثلا وقتی می‌پرسن که درباره‌ی ملاقات با یه سلبریتی داستانی بگید (و ما اصلا سلبریتی از نزدیک ندیدیم)، می‌تونیم داستان دیدن یه سلبریتی در تلویزیون رو تغییر بدیم به داستان ملاقات با یه سلبریتی تا بتونیم به سوال جواب بدیم. 

راه دیگه اینه که که حقیقت رو بگیم. «من اصلا توی عمرم سلبریتی ندیدم، اما اگر می‌تونستم یکی رو ملاقات کنم، فلانی رو انتخاب می‌کردم» (شرطی نوع دوم).

و اما یه صحبت دیگه. من وقتی می‌خوام در پارت دوم داستانی بگم، معمولا از چهارچوبی که پایین نوشتم استفاده می‌کنم:

Introduction
Background
Main events
Feelings and thoughts 
Concluding statements

Or IBM FC (this one is easier to remember)

معمولا کارت‌های پارت 2 در همین چهارچوب طراحی ‌شدن. من از بس با این چهارچوب تمرین کردم، حالا هر کارتی جلوی من ذارن به خط اول و آخرش نگاه می‌کنم. همین. خطر آخر مهمه برام چون نشون می‌ده درباره‌ی چه چیزی باید از احساساتم و افکارم بگم. 

و حرف پایانی من: 

من اخیرا در یک جلسه‌ی مشاوره با عزیزی گفتگو می‌کردم. به این ایشون لیستی از موضوعات متداول در اسپیکینگ آیلتس داده بودن و در زیر هر موضوع، یه مشت کلمه بود که ایشون باید حفظ می‌کرد. این کل پیکربندی کلاس اسپیکینگ آیلتس ایشون بود: چپوندن واژگان در حافظه‌ی بلندمدت (که اصلا کار راحتی نیست)، کلاسی که درونمایه‌ش با مباحث مربوط به آموزش زبان جور در نمی‌یاد. این همون تکنیکه «بخون و حفظ کن» معروفه در دوران مدرسه‌ی ماست. 

زبان مهارته! مهارت کار عملی می‌خواد – خیلی بیشتر از سرمایه‌گذاری در حافظه‌!

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟