«فیلم و سریال ببینید تا انگلیسی تون بهتر بشه.»

در نوشته‌‎ی این هفته می‌خوام به این نصیحت بپردازم:
«فیلم و سریال ببینید تا انگلیسی تون بهتر بشه.»

این توصیه مثل همه‌ی پند و اندرزها نیاز به موشکافی داره تا بتونه نتیجه بخش باشه. 

در این نصیحت که «فیلم ببینید تا انگلیسی تون بهتر بشه» یه مخاطب وجود داره. من و شما و ما. اما این «ما» یعنی چی؟ برای پاسخ به این سوال باید بریم سراغ سطوح زبانی. من فقط  درباره‌ی سه سطح می‌نویسم و احتمالا شما می‌تونید بقیه رو حدس بزنید. 

🔵سطح A2:  سطحی که می‌تونیم کلمات پر تکرار رو تشخیص بدیم و پیام کلی یه محتوای ساده رو بفهمیم. 
🔵سطح B2: سطحی که می‌تونیم یه سخنرانی رو بفهمیم اگر موضوع سخنرانی برامون آشنا باشه. بسیاری از موارد مطرح شده در اخبار رو متوجه بشیم. حتی فیلم‌ها رو تا حدی بفهمیم اگر لهجه استاندارد باشه. 
🔵سطح C1: سطحی که می‌تونیم اخبار رو بدون زحمت متوجه بشیم. یه فیلم رو راحت بفهمیم حتی اگر چیزی که می‌بینیم یا می‌شنویم سازمان یافته نباشه یا نیاز به برداشت و حدس داشته باشه. 

با این توضیحات، وقتی با این نصیحت روبرو می‌شیم، باید از خودمون بپرسیم من کجای این پلکان زبانی هستم. اگر با سطح میانی به جنگ یه فیلم برم، احتمالا شکست می‌خورم. اگر با سطح المنتری بخوام به یه سخنرانی در وبسایت تد گوش کنم، دچار سرخوردگی می‌شم. وقتی با سطح اینترمیدیت می‌ریم سراغ بخش چهارم در لیسینیگ آیلتس، دچار بحران می‌شیم و در نتیجه سراسیمه دنبال راه حل می‌گردیم. 

تماشای یه فیلم یعنی چی؟ فشار دادن دکمه‌ی پخش؟ فیلم یعنی فرهنگ و لهجه و افکار و محتوا. فهمیدن فیلم یعنی فهمیدن این چیزها. همچنین، فیلم/سریال گهواره‌ی مکالمات و گفتگوها بین آدم‌ها درباره‌ی موضوعات مختلفه، دقیقا همون کاری که ما می‌خوایم در یه کشور خارجی انجام بدیم. 

هدف از تماشای اون آدما از پشت شیشه‌ی تلویزیون اینه که ما هم یاد بگیریم مثل اونا حرف بزنیم، مثل اونا قول بدیم، عصبانیتمون رو ابراز کنیم، خطابه کنیم، مخالف یا موافقت کنیم و یا از عاشقی حرف بزنیم. مثلا اگر بخوایم به پلیس بگیم ما رو جریمه نکن، نیاز به مدل و الگو داریم. اونا چه جوری این مکالمه رو هدایت می‌کنن؟ توی فیلم‌ها به این چیزها دقت کردید؟ در تماشای یه فیلم، ما دائم در رویارویی با این الگوها هستیم تا بتونیم در زندگی در یه کشور دیگه موفق عمل کنیم. 

الگوهای توی فیلم/سریال‌ها به ما یاد می‌ده در رستوران نگیم «مستراح کجاست؟» یا در یه جشن تولد نگیم «بایید درباره‌ی زادروز این فرد لطیفه گفته و خنده بترکانیم». چون از زندگی در یه کشور انگلیسی دوریم، فیلم جایگزین این کمبود می‌شه. دقت کردید کسانی که اهل فیلم و سریال هستن، چقدر طبیعی حرف می‌زنن؟ تا به حال به انگلیسی حرف زدن کسانی که فقط با کتاب زبان کار کردن دقت کردید؟ 

اما سوال مهم اینه که با تناقض بین سطح زبانی و یه فیلم چه کنیم؟ اگر سطح من المنتری یا اینترمیدیت باشه، آیا نباید فیلم ببینم؟ در جواب این سوال دو دیدگاه وجود داره:

دیدگاه اول می‌گه هر کس در سطح خودش باید دنبال فایل‌های صوتی یا کلیپ‌هایی باشه که به سطح خودش بخوره. از این دست مطالب در دنیای آموزش زبان زیاده و بهشون می‌گیم مطالب طبقه بندی شده. 

حدودا بیست سال پیش، یادم میاد وقتی زبان آموز بودم (هنوز هم هستم) یه مجموعه ویدیو خریداری کردم درباره‌ی یه ربات که تازه وارد کانادا شده بود (از کجا نمی دونم). و توی این فیلم دو نفر در تلاش بودن که به این ربات انگلیسی یاد بدن. من از اون خیلی چیزا یاد گرفتم. طبقه بندی شده بود. اگر بگردید حتما می تونید پادکست، کلیپ، یا فیلم‌های این چنینی پیدا کنید. 
دیدگاه دوم اینه که انتظاراتی که از فیلم/سریال داریم رو تعدیل کنیم. من اگر در سطح اینترمیدیت باشم، نمی تونم از خودم انتظار داشته باشم که تمام فیلم رو بفهمم. اما می‌تونم در فیلم دنبال نشانه‌هایی از درس‌هایی که یاد گرفتم باشم. مثلا توی کلاس درس، کارکرد present perfect رو یاد گرفتم. حالا در حال تماشای یه انیمیشن هستم. هر جا توی زیر نویس این گرامر رو دیدم، مکث می‌کنم. اون قسمت رو تکرار می‌کنم. از خودم می‌پرسم این چرا اینجا از این گرامر استفاده کرده. کنجکاوی می‌کنم. پژوهش می‌کنم. چند بار اون جمله رو تکرار می‌کنم تا به اصطلاح دهانم به تلفظ جمله عادت کنه.

من یادم میاد در حال تماشای انیمیشن شرک با این اصطلاح روبرو شدم: 
That would be my home. 

من مدت‌ها کنجکاوی کردم که چرا در این جمله از would استفاده شده. بلد نبودم چون اون موقع این درس رو نخونده بودم (منظورم بیست سال پیش هست). ولی بعدها با کارکرد این ساختار آشنا شدم و این جمله برام معنا پیدا کرد.


صحبت از انیمیشن شد، من اون موقع‌ها، کمتر سراغ فیلم‌ها می‌رفتم چون حس می‌کردم پر از لهجه‌های عجیب هستن. اما انگلیسی در انیمیشن‌ها سلیس تر هست – چون برای گروه سنی پایین ساخته می‌شن. هر انیمیشن رو چندین بار می‌دیدم (با زیرنویس). یاد گرفته بودم کلید کار، تماشای صدباره‌ی یه فیلم هست به جای تماشای صدها فیلم. همچنین، هر از گاهی یادداشت برداری می‌کردم. ولی چیزی که برام جالب بود طرز بیان و زبان اندام بود، اینکه شخصیت‌ها چه چیزی رو چجوری در اون شرایط بیان می‌کنن. این روی انگلیسی من تاثیر زیادی گذاشت. 

و نکته‌ی پایانی این متن درباره‌ی اثرات منفی تماشای فیلم یا سریال روی ذهن ماست. هر چیزی اثرات مثبت و منفی روی ذهن ما داره. درسته تماشای یه فیلم یا شنیدن یه پادکست می‌تونه روی انگلیسی ما اثر مثبت بذاره، اما نباید از تاثیر منفیش روی ذهن و شخصیت ما به راحتی عبور کنیم. من یادم هست سال‌ها پیش وقتی سریال «فرار از زندان» رو دیدم، می‌خواستم نقشه‌ی زندگیم رو در قالب یه طرح روی تمام بدنم تتو کنم. جو گیر شده بودم. حرفم اینه هر چیزی که در فیلم و سریال می‌بینیم رو باید از فیلتر تفکر نقادانه عبور بدیم قبل از اینکه اون رو بپذیریم یا رد کنیم. 

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟