قبل از یادگیری هر چیزی، به این حرف فکر کن.
پیش اومده برای یادگیری چیزی، مثل زبان یا آیلتس، کلی کتاب بخری اما مغزت فقط تزئین کتابخونه رو بخواد؟
برای یادگیری هر چیزی، ذهن ما، خصوصا در مراحل اولیه، دچار نوعی اختلال به نام «التهاب مجاری یادگیری» میشه، خصوصا اگر راهنما و معلم (خوب) در میان نباشه. آنچنان لابلای کتابها و مطالب ضد و نقیض، درگیر کشف بهترین روش و شکل و شیوه میشه که دیگه حس و حال دست به کار شدن رو از دست میده و اگر کاری کنه دچار سوزش در مجاری یادگیری میشه.
برای درمان این عارضه، باید دنبال جوابی برای سوالات زیربنایی دربارهی یادگیری باشیم، خصوصا با تکیه بر دانش به روز و یه معلم خوب. باید بپرسیم:
🔵 ما چجوری یاد میگیریم؟
🔵 چه اتفاقی باید در جمجمهی ما بیوفته تا بگیم من مطلب رو یاد گرفتم؟
🔵 دقیقا چطور یه واژه یا گرامر تبدیل به یادگیری میشه؟
باز کردن قفل این صندوقچه و کشف جواب، گویی به ما یه قدرت جادویی میده که باهاش میتونیم هر چیزی را با اتلاف وقت و انرژی کمتری یاد بگیریم.
آیا لحظهای رو تجربه کردید که بگید، «آها، حالا فهمیدم؟». خوب به اون لحظه فکر کنید: چه اتفاقی رخ داده بود؟