وقتی یک اشتباه، تبدیل به حکم شخصیت می‌شود.

کلامی با مدرسین زبان: 
در کلاس زبان، یک اشتباه ساده می‌تواند خیلی بزرگ‌تر از خودش به نظر برسد. زبان‌آموز زمان فعل را اشتباه می‌گوید، اما در ذهنش اتفاق دیگری می‌افتد: «دیدی؟ من نمی‌فهمم. من برای زبان ساخته نشده‌ام.»

این همان لحظه‌ای است که خطای زبانی تبدیل می‌شود به حکم شخصیت.
اما اشتباه باید مثل یک پیچ شُل دیده شود، نه مثل فروپاشی کل ساختمان. 
اگر هر خطا را به هویت بچسبانیم، زبان‌آموز به‌جای یادگیری، دفاع یاد می‌گیرد. سکوت می‌کند، کمتر ریسک می‌کند، جواب‌های کوتاه می‌دهد، یا فقط وقتی حرف می‌زند که تقریباً مطمئن باشد اشتباه نمی‌کند. و این یعنی کلاس کم‌کم از محل تمرین تبدیل می‌شود به محل پنهان‌کاری.

تصحیح خوب باید یک مسیر داشته باشد:
اول، خطا را دقیق و کوچک نشان بده.
دوم، مدل درست را بده.
سوم، از زبان‌آموز بخواه دوباره بگوید.
چهارم، بگذار ادامه بدهد.

اگر صحنه با شرم تمام شود، یادگیری بسته می‌شود.
اگر صحنه با تعمیر تمام شود، یادگیری ادامه پیدا می‌کند.

هدف تصحیح این نیست که زبان‌آموز را گیر بیندازیم؛ هدف این است که رودخانه‌ی جملات را به حرکت برگردانیم.

اشتباه ماده خام یادگیری است، نه مدرک جرم.

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟