پارافریز – چرایی و چگونگی استفاده از این تاکتیک در آزمون اسپیکینگ آیلتس
سوالات بخش سوم در آزمون اسپیکینگ آیلتس سوالاتی کوتاه (در مقایسه با تسکهای رایتینگ) و کلی هستن و نیازمند پاسخهای کلی (استدلال).
در کلاسهای خودم، اغلب با این سوال روبرو میشم که آیا باید قبل از پاسخ به سوال، خود سوال رو پارافریز (نقل به قول) کنیم. من ترجمهی درستی از paraphrase بلد نیستم و فقط همین کلمه رو (نقل به قول) از یکی از کتابهای مربوط به تفکر نقادانه یادگرفتم. برگردیم سر اصل مطلب. این سوال نشان از یه دیدگاه مکانیکی داره.
بارها دیدید که من از کلمهی «مکانیکی» استفاده میکنم. این به این خاطره که در آموزش زبان، تقریبا همه چیز تا سطح یه فرمول نزول پیدا کرده. بعضی اوقات وسوسه میشم یه لیستی از این فرمولها رو تهیه کنم و به شما بفروشم. در تبلیغش هم میگم با یادگیری این فرمولها، یادگیری زبان رو برای شما تضمین کنم.
حتی در زندگی واقعی هم همینه. «چطور در سی روز سی کیلو وزن کم کنیم؟» جواب این سوال یه فرمول مکانیکیه. یعنی اگر این کارهای لیست شده رو انجام بدیم، وزن ما کم میشه (شاید هم بشه؛ حرفی نیست. فرمولها جایگاه خودشون رو دارن و به جا مفید هم هستن). اما حرفم اینه که انگار داریم در «تجارت فرمول» زیادهروی میکنیم و این داره جلوی کالاهای با ارزشتر یعنی سوالات مهمتر رو میگیره. انگار داریم وارد دنیای «پسا سوالپرسی» و جهان «چنین کن تا چنان شوی» میشیم.
برگردیم سر اصل مطلب. اینکه جواب یه سوال رو با پارافریز شروع کنیم، یه سوال مکانیکیه. سوال اصلی اینه که نقطهی شروع برای ارایهی یه پاسخ شفاهی چیه؟ شاید بپرسید چرا از کلمهی «شفاهی» استفاده کردم. علتش اینه که در نوشتار، ما به اندازه فرصت برای فکر کردن داریم. در آزمون رایتینگ آیلتس من حداقل هشت دقیقه از زمانم در بخش تسک ۲ رو خرج فکر کردن به سوال و طرح ریزی جواب میکنم. چطور دربارهی چیزی بنویسم که نفهمیدم؟ جواب باید از فهم شروع بشه نه از وهم.
اما در جواب شفاهی به یه سوال کلی (که نیاز به استدلال داره)، ما هیچ فرصتی اضافه برای فکر کردن نداریم. پس باید چه کنیم؟ اینجاست که پارافریز فرصت فکر کردن به سوال رو برای ما خلق میکنه. پارافریز (نقل به قول) این فضا رو در اختیار ما قرار میده تا سوال رو بفهمیم. این کار مثل بلند بلند فکر کردنه، اما نه دقیقا مثل اون. ما توی ذهنمون داریم فکر میکنیم، ولی اگزمینر فقط داره پارافریز رو میشنوه. این یه استراتژی زیرکانهست برای فهم سوال.
بذارید مثالی بزنم. اما از مثال نترسید. من چون دارم مینویسم، مثالم شاید سخت به نظر بیاد، اما بعد از کمی تمرین، این آسونتر میشه.
فرض کنید چنین سوالی رو در بخش اسپیکینگ آیلتس (بخش سوم) از شما بپرسن:
What kinds of things can children learn to cook?
به محض این که سوال پرسیده شده، باید جواب بدیم. یعنی فرصتی نداریم تا به سوال فکر کنیم. اینجا پارافریز به داد ما میرسه (اگر خوب تمرین کرده باشیم). چطور؟ به این پارافریز نگاه کنید:
So, we’re talking about the types of food that children are able to cook.
در حین این پارافریز، نظر ما به چی جلب میشه؟ the types of food
دقت کنید که میگه «نوع چیزیهایی که...». نمیگه «چیزهایی که...». «نوع» احتمالا به سادگی یا پیچیدهگی چیزها اشاره داره. مثلا درست کردن سالاد فصل سادهست، اما درست کردن اسپاگتی سخته.
در بقیهی جمله چی می بینیم: children are able to cook
توانایی پختن در بچهها: به «توانایی» توجه کردید؟ توانایی وابستهست به پیچیدهگی غذا.
به کلمهی بچهها توجه کردید؟ این کلمه بر میگرده به گروه سنی. اونهایی که سن پایینتری دارن فقط غذای ساده میتونن درست کنن (اون هم با نظارت والدین) و در سنین بالا، به خاطر رشد فیزیکی و فکری، بچهها از عهدهی غذاهای پیچیدهتر هم بر میان.
این فکرها (یا شاید بخشی از این افکار) باید موقع پارافریز به ذهن ما بیاد (اگر از قبل بارها روی سوالات مختلف کار کرده باشیم).
حالا ممکن برای شما این سوال پیش بیاد که این کار بیش از حد سخته. آیا سر جلسه این کار شدنیه؟
جواب اینه که موفقیت ما در آزمون (از بین عواملی مثل سطح زبان و اطلاعات عمومی) به این بستگی داره که چقدر قبل از آزمون (درست) تمرین کردیم. من اگر همین کار رو با سی تا سوال انجام بدم و فیدبک بگیرم، پاسخ به سوال سی و یکم برام آسونتر میشه.
پاسخ دادن به سوال صرفا گشودن دهن و جویدن کلمات نیست. یه مهارته و نیازمند تمرین و فیدبک.
همچنین، اگر به سوالات مختلف در بخش سوم نگاه کنید، ساختارهای مشابهی دارن. این یعنی ما پارافریز بسیاری از سوالات رو در دوران آمادگی یاد میگیریم. برای مثال سوال پایین دقیقا مثل سوال بالاست و به همون شکل پارافریز میشه:
What skills does a person need to be a great chef?