In treatment
تجزیه و تحلیل سریال
اگر سریال را ندیدین، این نوشته تماشای این اثر رو خراب نمیکنه چون هنوز از اصل داستان بیخبرید.
بعدها براتون خواهم نوشت که چرا مطالعهی تحلیل یا نقد فیلم و سریال برای کسی که میخواد زبانش رو تقویت کنه مهمه. فعلا اولین تحلیل رو بخونید و بعد قسمت اول رو ببینید. دقت کنید چطور این تحلیل حرفهای بیان شده توسط شخصیتهای داستان رو برجسته میکنه و ببینید این چه اثری رو زبان شما میذاره.
🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
قسمت اول از فصل اول این سریال با گریهی لورا در دفتر تراپیست خود (پاول) شروع میشود. برای من سوال بود چرا صحنه با گریه شروع شد؟ چرا هنوز جلسه شروع نشده، لورا در حال گریهست؟
در این سریال دو نوع گریه میبینیم: نوع اول گریهی جعلیست، مثل گریهی بچهها وقتی چیزی از پدر و مادر میخواهند - تاکتیکی برای کاری خودخواهانه. در مقایسه، نوع دوم، گریهی اصیل است و این (به نظرم) وقتی رخ میدهد که بین دنیای ذهن و دنیای واقعی تصادفی شدید رخ میدهد. خبر مرگ عزیزی را تصور کنید. او در دنیای ذهن ما زنده است، و این با خبر مرگ او در دنیای واقعی جور در نمیآید. صدای این برخورد بین دو دنیای ذهن و واقعیت گویی همان گریه است.
کنجکاو شدم که آیا این گریهی لورا واقعی بود یا جعلی؟ در سراسر قسمت اول دنبال نشانهها گشتم تا اینکه رسیدم به بخشی که لورا دارد گریهی دوستپسرش (اندرو) را توصیف میکند. لورا گریهی اندرو را کودکانه و حیلهگرانه میداند و معتقد است که اندرو قصد دارد با این زاریها در او احساس ترحم ایجاد و او را وادار به ازدواجی تحمیلی کند.
اما چیزی که لورا نمیداند این است که او در حقیقت دارد ناخودآگاه دلیل گریهی خودش را توضیح میدهد، نه علت گریهی اندرو را. بدگویی او از اندرو افشاءکننده جهان درون خودش است و خودش بیخبر است.
خواندن لایهی زیرین عیبجویی و پیدا کردن ردپای محتویات ضمیرناخودآگاه و ترجمهی آن کار هر کسی نیست و پاول (تراپیست داستان) گرامر زبان ذهن آدمی را مثل گرامر زبان آدمی بلد است. وقتی به پایان این قسمت رسیدید، خواهید دید که لورا با گریهاش دقیقا قصد چه کاری را داشت. خوب به توصیفش از گریهی اندرو توجه کنید و ببینید انسان چگونه با حرفهای خود خودش را برملا میکند.