آموزش نوشتن یا اندیشیدن؟
چرا در رایتینگ آیلتس مشکل ایدهپردازی داریم؟
به اعتقاد من تنها چیزی که در کلاس رایتینگ آیلتس نباید تدریس شود، خود رایتینگ است.
کار نوشتن (رایتینگ)، از نظر من، مربوط به جملهسازی میشود، به استفاده از واژگان، به املای کلمات، و سایر مسایل زبانی. این چیزها را متقاضی آیلتس با خود به کلاس میآورد و در کلاس، فقط در این حوزه فیدبک میگیرد.
اما اگر کلاس رایتینگ آیلتس جای آموزش این چیزها نیست، پس جای چیست؟ جواب این سوال نیاز به مقدمهچینی دارد.
بارها شنیدهام که متقاضی آیلتس میگوید
من کلاس رایتینگ رفتهام و آن را بلدم، اما کمبود ایده دارم
. او در حقیقت دارد میگوید که یک فرمولی یا قالبی به من دادهاند، ولی من هیچ محتوایی ندارم توی آن بریزم. به عبارت دیگر، به متقاضی آیلتس به جای غذا، منوی رستوران فروختهاند. او حالا باید با این لیست کاغذی، گرسنگیاش را رفع کند.
🔴 کلاس رایتینگ آیلتس جای یادگیری اندیشیدن است.
اندیشیدن به چی؟
به سوال داده شده در آزمون!
به چه چیز سوال داده شده باید فکر کنیم؟
به تکتک کلمات داده شده. به تکتک اجزای آن.
چرا باید به این چیزها خوب فکر کنیم؟
چون فهم سوال خودش خلق جواب است. اینطور نیست که اول سوال را بفهمیم و بعد برویم جواب را طرحریزی کنیم. خیر. فهم و جواب همزمان رخ میدهند. کسی که سوال را فهمید، جواب را هم میفهمد.
🔴 فهم، نگاه سرسری به کلمات نیست؛ فهم، چالهکنی برای رسیدن به آب نیست! حفر چاه است. حفاری رسم و رسومی را دارد.
شاید مثال زیر منظورم را روشنتر کند.
Access to clean water is a basic human right. Therefore, every home should have a water supply that is provided free of charge.
Do you agree or disagree?
این سوال شکل عجیبی دارد. جملهی اول دلیلی برای جملهی دوم است. یعنی این سوالِ دو جملهای، یک استدلال است. برای فهم بهتر این سوال، خوب است جای جملهها را عوض کنیم. اینطوری:
Every home should have a water supply that is provided free of charge because access to clean water is a basic human right.
Do you agree or disagree?
حالا به صورت سوال نگاه کنید. جملهی اول دارد نوعی سیاست را پیشنهاد میدهد اما برای توجیه آن دارد از یک مقولهی اخلاقی در جملهی دوم استفاده میکند. آیا اخلاق میتواند توجیه کنندهی سیاست باشد؟ منظورم از فهم سوال چنین چیزیست. جواب این سوال میشود محتوای مقاله.
🔴 این را میشود با آموزش و تمرین یاد گرفت.
حالا بیایید سوال را زیر میکروسکوپ بگذاریم. به نظر شما چه کسی صورت سوال را به زبان آورده؟ این فرد میتواند یا یک سیاستمدار مفتخور باشد یا یک جامعهگرا.
مفتخورها به این فکر نمیکنند که دولت چطور باید از پس هزینههای این پیشنهاد بر بیاد. همچنین، آنها اصلا فکر نمیکنند که وقتی چیزی مفت شد، اسراف میشود.
البته، یک جامعهگرا هم میتواند چنین حرفی زده باشد. آنها با تجاریسازی نیازهای اساسی بشر، مثل آب، موافق نیستند. نباید از نیازهای اساسی سودجویی کرد. به همین خاطر طرح چنین پیشنهادی از یک منظر چندان هم بیراه نیست.
در تحلیل بالا، تلاش کردم به شما نشان دهم برای فهم سوال، راه و رسمی وجود دارد. سوالاتی هست که باید از خود بپرسیم تا مساله باز شود و همزمان جواب هم ظهور کند - مثل خورشید از پشت کوهها. این یک مهارت آموختنیست. مهارت اندیشهورزی به جای صرفا فرمول بازی.