اسپیکینگ آیلتس

اسپیکینگ آیلتس

اسپیکینگ آیلتس 

اخیرا تمایلم به پادکست های طولانی بیشتر شده. توی یوتیوب، به سخنرانی امثال جوردن پیترسون گوش می‌دم، اما این عادت جدیدم در من احساس حسرت ایجاد کرده و این حسرت افکاری جدید.
  
حسرت می‌خورم وقتی به پیترسون گوش می‌دم. جوری کلمات رو توی جملات طولانی و پیچیده کنار هم می‌چینه، انگار دستگاه زبان توی ذهنش با الگوریتم‌هایی فرازمینی کار می‌کنه. هوش مصنوعی به پاش نمی‌رسه. 

خوب بهش گوش می‌دم، متوجه می‌شم که حرف زدن یه مهارته. تمرین می‌خواد. مگه پیترسون چطور به چنین سخنران قهّاری بدل شده؟ چون سال‌هاست داره سخنرانی می‌کنه. حرف زدن رو مثل پیانو زدن تمرین کرده. اون هم نه سخنرانی درباره‌ی موضوعات راحت. نخیر. سخنرانی‌های پی در پی درباره‌ی موضوعات سخت. به همین خاطر امروز درباره‌ی سخت‌ترین چیزها راحت حرف می‌زنه. دانشی که داره به کنار، مهارت سخنرانی این مرد مثل بلندایی شده که هیچ بازی توان پرواز بر فرازش رو نداره. 

اسپیکینگ آیلتس (خصوصا بخش سومش که درباره‌ی موضوعات سخته) مثل همینه – مهارت می‌خواد. دانش عمومی به کنار، مهارت حرف زدن می‌خواد. تمرین و تمرین تا جایی که جواب دادن به سوالات سخت آسون شه. برای آمادگی برای آزمون آیلتس، من همین کار رو دارم با دوستم انجام می‌دم. هفته‌ای یکبار می‌شینیم و به سوالات سخت جواب می‌دیم به همراه فیدبک. تکرار و تکرار. فیدبک و فیدبک. کم‌کم تبحر بالاتر می‌ره.

اما باید این رو هم بگم که پیترسون فضای لازم برای سخنرانی درباره‌ی موضوعات سخت رو داشت و از این فضای باز خوب استفاده کرد. یعنی در فضایی کار می‌کرد، که فرصت برای بحث و گفتگو فراهم بود. من از صبح تا شب سر کلاسم و به زحمت می‌رسم هفته‌ای یک جلسه تمرین کنم – اون هم تمرین پاسخ به سوالات پارت 3 اسپیکینگ آیلتس، نه حرف زدن درباره‌ی موضوعاتی که هرگز درباره‌ش حرف نزدم – چیزی که واقعا مهارت سازه. نمی‌رسم. برای یه لقمه نون، می‌دوم، ولی قیمت دلار و طلا مثل یه دونده‌ی کنیایی می‌دوه.  
 

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟