اعتمادبه‌نفس از کجا می‌آید؟

اعتمادبه‌نفس از کجا می‌آید؟

زبان‌آموز می‌گوید: «اعتمادبه‌نفس ندارم.»
ما هم معمولاً با مهربانی جواب می‌دهیم: «نه، تو می‌تونی. فقط باید به خودت اعتماد کنی.»

این جمله بد نیست، اما کافی نیست. اعتمادبه‌نفس با دستور ساخته نمی‌شود. مثل چراغ اتاق نیست که قبل از حرکت روشنش کنیم و بعد راه بیفتیم. بیشتر شبیه رد پا روی برف است؛ بعد از چند قدم ظاهر می‌شود.

خیلی وقت‌ها زبان‌آموز اعتمادبه‌نفس ندارد چون بدنش هنوز تجربه نکرده که می‌شود اشتباه کرد و نابود نشد. می‌شود جمله‌ای گفت، گیر کرد، اصلاح شد، دوباره گفت، و هنوز در کلاس باقی ماند.

پس راه‌حل واقعی این نیست که مدام بگوییم: «نترس.»

راه‌حل این است که تجربه‌های کوچکِ امن بسازیم:
یک جمله کوتاه.
یک اشتباه کوچک.
یک اصلاح روشن.
یک تکرار بهتر.

اعتمادبه‌نفس از شعار نمی‌آید؛ از سند می‌آید. زبان‌آموز باید در بدنش ذخیره کند: «من اشتباه کردم، اما فرو نریختم.»

گاهی اولین قدم یادگیری، ساختن همین حافظه است: حافظه‌ی زنده‌ماندن بعد از خطا.

اعتمادبه‌نفس یعنی بدن یاد گرفته باشد اشتباه، پایانِ صحنه نیست.

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟