افزایش دامنه‌ی واژگان - از کج‌آباد تا راست‌آباد...

افزایش دامنه‌ی واژگان 
از کج‌آباد تا راست‌آباد... 

در نوشته‌ی قبلی، از یک تله‌ی فکری درباره‌ی افزایش دامنه‌ی لغات نوشتم. نوشتم که این سوال که «چطور دامنه‌ی واژگانم را افزایش دهم؟» یک تله‌ی شناختی‌ست. وقتی در تله گیر می‌کنیم، تقلا برای فرار فقط یک نتیجه دارد: گیر ماندن در تله. از این کتاب لغت به آن لیست لغت، اما خبری از حضور آنچه حفظ کردیم در دستگاه بیان ما نیست. 

برای فرار از تله، باید آن را مطالعه کرد. ساز و کارش را آموخت. 

در این سوال که «چطور دامنه‌ی واژگانم را افزایش دهم؟» یک پیش فرض وجود دارد، که بین من و دایره‌ی واژگان هیچ چیزی نیست. انگار من می‌توانم ملاقه ملاقه واژه بردارم و به کمک یک قیف آن را در حافظه‌ام بریزم. اما حقیقت اینطور نیست. کار افزایش دایره‌ی لغت تزریقی نیست؛ تدریجی‌ست. دایره‌ی واژگان در اثر چیز دیگری، خود به خود، به صورت ارگانیک رشد می‌کند. برای رسیدن به آن چیز باید پرسید: چه کنم تا در نتیجه‌ی آن، دایره‌ی واژگانم رشد کند؟ 

پاسخ: باید در معرض زبان باشم. بشنوم. بخوانم. ببینم. بگویم. بنویسم تا در این فرایند، کلمات جدید و قدیم مکرر تکرار شوند و تکرار شوند و تکرار شوند تا برسند به سطح درون ایستایی. یعنی پاره‌ای از وجود ما شوند. اما سوال این است که مگر می‌شود آدمی خودش را، بی‌خودی و بی‌هدف، در معرض زبان بگذارد؟ چرا باید این کار را انجام دهد؟ این ما را به سوی سوال اصلی سوق می‌دهد؟ چرا دامنه‌ی واژگان وسیع می‌شود؟

پاسخ: حتما دیده‌اید کسانی را که با واژگانی خاص موضوعات خاص را خوب توضیح می‌دهند. ما به این‌ها می‌گوییم فرهیخته یا باسواد. این‌ها انسان‌های کنجکاوی بوده‌اند. دنبال چرایی چیزها بوده‌اند. مثلا، اگر من پزشک باشم، کنجکاوی‌هایم باعث می‌شود حجم بزرگی از مطالب پزشکی را بخوانم، بشنوم، ببینم و به کار ببرم تا مطلب جدید را به استادم یا به همکار پزشکم منتقل کنم. اگر به فلسفه علاقه داشته باشم، باز هم همین است.  پس این کنجکاوی ماست که باعث می‌شود خود را در معرض زبان قرار دهیم و در نتیجه، دایره‌ی واژگان خودش رشد کند – البته ما اغلب در طول یک زندگی، فقط در چند حوزه مطالعه‌ی وسیع داریم و نمی‌توانیم همه چیز را توضیح دهیم. مثلا من شاید بتوانم اصول آموزش زبان را توضیح دهم چون حالا کلمات لازم را دارم، اما نمی‌توانم در حوزه‌ی فیزیک کوانتوم چیزی به شما تقدیم کنم. 

خلاصه اینکه، ما از سوال «چطور دامنه‌ی واژگانم را افزایش دهم؟» رسیدیم به سوال «چه کنم تا دایره‌ی واژگانم رشد کند؟» و از آن رفتیم به آخرین سوال: «چرا دامنه‌ی واژگان وسیع می‌شود؟» و اینجا رسیدیم به مساله‌ی کنجکاوی. 

حالا از شما می‌پرسم: چرا دارید زبان یاد می‌گیرید؟ چطور می‌خواهید از این ابزار در زندگی واقعی استفاده کنید؟ آیا می‌خواهید از زبان برای فهم تفکر متفکرین استفاده کنید؟ آیا می‌خواهید در حیطه‌ی مهندسی نظریه‌پردازی کنید؟ این چرایی خودش ما را به سوی چگونگی سوق می‌دهد. 

نتیجه اینکه، شاید ما سوال اشتباه می‌پرسیم چون دقیقا نمی‌دانیم اشتیاق سوزان ما در زندگی چیست تا بابتش در معرض سخنان نوشته شده یا بیان شده قرار بگیریم. من این اشتیاق سوزان را قبل‌ها پیدا کردم. کنجکاوم درباره‌ی دستگاه روان انسان و نقش زبان در آن بدانم. به همین دلیل، همیشه در معرض سخنرانی‌ها و کتب متفکرین هستم و در نتیجه دیدم دامنه‌ی لغاتم گسترده شده و حالا می‌توانم خیلی از مسائل را بفهمم و توضیح دهم. 

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟