انواع سوالات مطروحه در رایتینگ تسک 2 (بخش 1)
در تسک 2 از رایتینگ آیلتس، ما اساسا با نوع سوال روبرو میشیم:
1 - موضوعات عقیده محور
2 - موضوعات وضعیت محور (یا پدیده محور)
در این نوشته، فقط به اولین نوع از موضوعات میپردازم.
در نقطهی پرگار موضوعات عقیده محور، یک نظر یا پیشنهاد قرار میگیره و کار ما ارزیابی اینهاست.
به سه مثال زیر دقت کنید:
Prompt 1:
Some people believe that children’s leisure activities must be educational; otherwise, they are a complete waste of time.
Do you agree or disagree?
Prompt 2
It is important for everyone, including young people, to save money for the future.
To what extent do you agree or disagree with this statement?
Prompt 3:
Some people say that now that we can see films on our phones or tablets, there is no need to go to the cinema. Others say to be fully enjoyed, films need to be seen in a cinema.
Discuss both views and give your opinion.
اگر فکر میکنید من حالا برای پاسخ به این نوع سوالات به شما یه فرمول واحد یا شاهکلید ارائه میکنم، دارید اشتباه میکنید. به جای فرمول، من مایلم دربارهی اصول طراحی این سوالات براتون بنویسم. یعنی مایلم با مهارت رایتینگ همون طور رفتار کنم که باید: یه مقولهی فکری به جای مقولهی فرمولی یا مکانیکی.
این سوالات بر اساس سه اصل در تفکر انتقادی طراحی میشن:
🔵 اصل اول (اصل انصاف): در هر نظری یا پیشنهادی، حقیقتی نهفتهست. یعنی پشت هر نظر یا پیشنهادی یه حقیقتی هست.
🔵 اصل دوم (اصل نیمهی تاریک): در هر نظر یا پیشنهادی، حقایقی مورد غفلت قرار گرفته. یعنی هر نظر یا پیشنهادی مشکلات و ضعفها و نقاط کوری داره.
🔵 اصل سوم (اصل ارزیابی): برای ارزیابی یک نظر یا پیشنهاد (موافقت یا مخالفت به طور کامل یا تا حدی یا بسته به شرط و شروطی) باید حقیقتها و مشکلات یک نظر یا پیشنهاد رو با هم در نظر گرفت تا بشه یه نتیجه منطقی از بحث گرفت.
بذارید این رو با یک مثال بهتون نشون بدم. فرض کنید دوستی دارید که دچار شکست عشقی شده. شما به عنوان یک دوست بهش این پیشنهاد رو میدید: «برای اینکه حالت خوب بشه، تو دیگه نباید اون طرف رو ببینی». حالا من میخوام پیشنهادتون رو به شکل یه موضوع در رایتینگ آیلتس بنویسم:
Some people think to feel better after a breakup, we must avoid seeing our ex-boyfriend/girlfriend.
حالا بیاید این پیشنهادتون رو مورد ارزیابی قرار بدیم (اصل ارزیابی). یعنی بگیم با این پیشنهاد موافقیم یا مخالف. کامل، تاحدی، یا مشروط بر شروطی.
بریم سراغ اصل اول: در این پیشنهاد، حتما حقیقتی نهفتهست. اصل انصاف در تفکر نقادانه به ما میگه که باید این حقیقت رو بیان کنیم. اما این حقیقت در پیشنهاد شما چیه؟ شاید این باشه که هر که آنکه از دیده رود، از دل برود. این به نظر درست میاد چون ما با چشمهامون دیگران رو میبینیم و از اونها خوشمون میاد. اگر چشمها رو ببندیم، دیگه اون تصویری که از فرد در ذهن داریم تغذیه نمیشه و از بین میره.
حالا بریم سراغ اصل دوم: آیا پیشنهاد شما حقایقی رو نادیده گرفته؟ اصل دوم میگه هر عقیدهای نیمهی تاریکی داره. و اینجاست که من باید به شما بگم پیشنهاد شما فقط یک عامل رو برای شفای روح دوستتون در نظر گرفته. آیا فقط یک عامل کافیه؟ این دوست شما علاوه بر ندیدن، باید از چیزهای دیگهای هم دوری کنه، مثل وسایل مشترک و مکانهای مشترک. یعنی هر چیزی یا مکانی که ممکنه دوست شما رو به یاد یار سابقش بندازه نیز هم باید ازش دوری بشه تا فرایند بهبود روانی دوست شما تسریع پیدا کنه. هر چی کمتر ذهن ما قلقلک بشه، کمتر یاد طرف مقابل مییوفته و حالش بهتر میشه.
حالا نتیجه چیه؟ آیا پیشنهاد شما غلط بود؟ خیر. پیشنهاد شما فقط کامل نبود و نمیتونست صد در صد موثر باشه. پیشنهاد بهتر اینه که این دوست شما از سه چیز با هم دوری کنه: چهره، چیزها، مکانها. به همین خاطر پیشنهاد شما به عنوان یک راه حل کامل رد میشه و جاش پیشنهاد بهتری میاد.
در رایتینگ آیلتس، سوالات عقیده محور این طور طراحی میشن. به مثالها در بالا نگاه کنید. دقیقا به همین شکل طراحی شدن. فقط اون نمونهی سوم کمی فرق داره چون ایدهی دوم بر اساس نقطه ضعف ایدهی اول ارائه شده و کار ما رو آسونتر کرده. یعنی نیازی نیست دنبال ضعف ایدهی اول بگردیم، کاری که در مثال یک و دو باید انجام بدیم.
با سه اصلی که در این نوشته تقدیم شما شد، احتمالا میتونید عقاید گوناگونی که در جهان اینستاگرام یا آیلتس یا دانشگاه یا زندگی مطرح میشه رو ارزیابی کنید. مثلا نظر زیر رو چطور ارزیابی میکنید:
«در دنیای امروز مراقبه و مدیتیشن مهارتهای ضروی برای غلبه بر مشکلات روانی هستند.»
آنچه که در این جا نوشتم، صرفا کلیات بحث بود و من نتونستم وارد جزئیات بشم. اما دوست داشتم حداقل با اصول طراحی این سوالات آشنا بشید و ببیند چقدر این دیدگاه نسبت به دیدگاه فرمولی و مکانیکی تفاوت داره.