«این همان شدگی» با یک شخصیت
عنوان این نوشته شاید براتون عجیب باشه. «این همان شدگی» دیگه چیه؟
برای درک معنی این کلمه، باید براتون از یکی از جلسات تعیین سطحم بگم. در این جلسه، با آقایی روبرو شدم که دقیقا مثل یکی از بازیگران معروف سینما (عکس در بالا) انگلیسی حرف میزد، همون تن صدا، همون حرکات بدن، همون حرکت لبها و دهان، همون کردار. سطح ایشون آپراینترمیدیت بود و عمدتا با تماشای فیلمهای این بازیگر، زبان انگلیسی رو یادگرفته بود. این یعنی «این همان شدگی» با یک شخصیت، یکی از روشهای تقویت بنیهی زبانی.
این «این همانشدگی» برای من بارها و بارها رخ داده – به اعتراف کسانی که با من انگلیسی حرف زدن. در طول این سالها، من ساعتها به سخنرانیهای کریشنامورتی، الن واتس، جوردن پیترسون، کن رابینسون، و صداها نفر دیگه گوش کردم. هربار ساعتها زمان صرف شنیدن سخنرانیهای اینها که نام بردم کردم – اینها و خیلیهای دیگه. و هر بار بعد از شنیدن صدای مثلا گبور مته، خودم متوجه شدم دارم مثل اون حرف میزنم، همون کلمات، همون حالتها، همون لحن. همین گبور مته که مثال زدم تاثیر عمیقی رو طرز حرف زدنم گذاشت. یاد گرفتم آرام و با آرامش حرف بزنم و افساری بر پوز اضطراب موقع صحبت جلوی یک جمع بزنم.
شما احتمالا دربارهی روش سایه برای تمرین زبان شنیده بودید؛ با خودم گفتم بد نیست دربارهی «این همان شدن» با شخصیتها هم بدونید. من به برخی متقاضیان آیلتس پیشنهاد میکنم به ویدیوهای گبور مته گوش کنن تا این قدر تند تند و با اضطراب سر جلسه حرف نزنن و این حسابی اثرگذار بود.
این پست رو با یک نکتهی انتقادی به پایان میرسونم. اگر خواستید به این سمت حرکت کنید، مراقب باشید به چه کسی ساعتها گوش میدید. «این همان شدگی» فقط در سطح زبان رخ نمیده. خیلی عمیقتره. ساعتها تحت تشعشعات حرفهای یکی بودن یعنی اینکه همهی سلولهای ما و نورونهای ما و وجود ما متاثر اون شنیدهها میشه. من معمولا متفکرین صاحب نام رو انتخاب میکنم و به افکارشون نقادانه گوش میدم (همین کار رو دارم به بچههای دورهی پیشرفته پادکست یاد میدم). به جای اینکه ساعتها در معرض اینستا باشم، وقتم رو صرف شنیدن حرفهای متفکرین برجسته کنم.
نمیدونم شما تجربهی مشابه داشتید یا نه.