خیلی از ما وقتی از fluency حرف می‌زنیم، ناخودآگاه به سرعت فکر می‌کنیم.

خیلی از ما وقتی از fluency حرف می‌زنیم، ناخودآگاه به سرعت فکر می‌کنیم.

زبان‌آموز اگر مکث کند، نگران می‌شویم.
اگر دنبال واژه بگردد، فکر می‌کنیم «گیر کرده».
اگر جمله‌اش را اصلاح کند، احساس می‌کنیم روانی کلامش پایین آمده.

اما شاید مشکل از زبان‌آموز نباشد؛ شاید تصویر ما از روانی کلام زیادی صاف، براق، و غیرانسانی شده است.

روانی کلام یعنی زبان‌آموز بتواند مسیر را حفظ کند، حتی وقتی جمله کامل نیست.
یعنی وقتی واژه را پیدا نمی‌کند، بتواند دور بزند.
وقتی اشتباه می‌کند، بتواند تعمیر کند.
وقتی مکث می‌کند، بعد از مکث سقوط نکند.

در کلاس Speaking، مخصوصاً برای IELTS، اگر فقط به زبان‌آموز یاد بدهیم «ادامه بده، توقف نکن»، ممکن است از او یک ماشین تولید صدا بسازیم؛ نه یک گوینده‌ی واقعی.

گاهی زبان‌آموز حرف می‌زند، زیاد هم حرف می‌زند، اما معنا جلو نمی‌رود.
گاهی هم مکث می‌کند، اصلاح می‌کند، دوباره می‌سازد، و دقیق‌تر ادامه می‌دهد. دومی همیشه ضعیف‌تر نیست.

ما باید به زبان‌آموز یاد بدهیم که مکث، خطا، اصلاح، و بازگشت به مسیر بخشی از fluency هستند؛ نه دشمن آن.

راننده‌ی خوب کسی نیست که هیچ‌وقت ترمز نمی‌زند.
راننده‌ی خوب کسی است که بعد از ترمز، هنوز مسیر را گم نمی‌کند.

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟