زبان‌آموز ساکت است. معلم فوراً ترجمه می‌کند: «انگیزه ندارد.

زبان‌آموز ساکت است. معلم فوراً ترجمه می‌کند: «انگیزه ندارد.
چه ترجمه‌ی سریع و تمیزی. حیف که انسان‌ها معمولاً این‌قدر تمیز و ساده نیستند.
سکوت می‌تواند تنبلی باشد، بله. اما همیشه نیست.
گاهی سکوت یعنی: دارم فکر می‌کنم.
گاهی یعنی: اگر حرف بزنم، اشتباهم دیده می‌شود.
گاهی یعنی: صدایم در انگلیسی برایم غریبه است.
گاهی یعنی: نمی‌خواهم جلوی بقیه کوچک شوم.
گاهی هم یعنی: هنوز نفهمیده‌ام از من چه می‌خواهید.
در کلاس زبان، speaking فقط تولید جمله نیست. نوعی ظاهرشدن است. زبان‌آموز وقتی حرف می‌زند، فقط واژه بیرون نمی‌دهد؛ مکث، لهجه، کمبود، و تصویر خودش را هم روی میز می‌گذارد.
پس اگر سکوت را فقط بی‌انگیزگی ببینیم، ممکن است اشتباه کنیم.
راه‌حل؟ فشار ناگهانی نه. پل.
اول اجازه بده چند جمله بنویسد.
بعد همان جملات را با یک نفر تمرین کند.
بعد در گروه کوچک بگوید.
بعد اگر آماده بود، در کلاس.
سکوت را نباید پرستید، اما نباید هم با چکش شکست. سکوت گاهی در است؛ باید دید پشتش چیست.
قبل از قضاوتِ سکوت، شرایطِ حرف زدن را انسانی‌تر کنیم.

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟