فیدبک فقط یک گزارش مفصل نیست.

فیدبک فقط یک گزارش مفصل نیست.

فیدبک فقط یک گزارش مفصل نیست. 

معلم فایل را باز می‌کند و با دقت فراوان شروع به اصلاح می‌کند.

خطاهای دستوری، انتخاب واژه، نشانه‌گذاری، جمله‌های مبهم، ارتباط ایده‌ها 

صفحه چنان پر می‌شود که نوشتهٔ زبان‌آموز دیگر تقریباً پیدا نیست.

بازخورد اغلب با «اطلاعات» اشتباه گرفته می‌شود. تصور می‌کنیم هرچه بیشتر توضیح بدهیم، بیشتر یاد می‌گیرد. درحالی‌که ظرفیت زبان‌آموز برای فهمیدن، اولویت‌بندی‌کردن و استفاده از این اطلاعات محدود است.

فرض کنیم در یک پاراگراف سه مشکل وجود دارد:
ایدهٔ اصلی روشن نیست.
مثال با ادعا ارتباط کافی ندارد.
چند خطای دستوری نیز دیده می‌شود.
اگر همه را هم‌زمان برجسته کنیم، ممکن است زبان‌آموز فقط خطاهای کوچک‌تر را اصلاح کند؛ چون آسان‌تر و قابل‌دیدن‌ترند. مقاله تمیزتر می‌شود، اما استدلال همان است.

پس اولین پرسش این نیست که «چه خطاهایی وجود دارد؟»
پرسش این است: «کدام تغییر، اکنون بیشترین اثر را بر یادگیری این فرد دارد؟»
بعد، بازخورد باید به عملی قابل‌انجام برسد. مثلاً:
«جملهٔ موضوعی را دوباره بنویس تا موضع اصلی پاراگراف را نشان دهد.»

یا:
«پس از مثال، یک جمله اضافه کن و توضیح بده این مثال چگونه ادعایت را پشتیبانی می‌کند.»

اینجا بازخورد فقط دربارهٔ نوشته نیست. برای بازنویسی، مسیری ایجاد کرده است.
اما هنوز یک مرحله باقی مانده: باید نسخهٔ بعدی را ببینیم. آیا تغییر رخ داد؟ آیا زبان‌آموز فقط همین جمله را تعمیر کرد یا اصل آن را در موقعیتی تازه هم به کار برد؟

چرخهٔ بازخورد با ارسال کامنت تمام نمی‌شود:
تلاش → اطلاعات → اقدام → تلاش دوباره

بدون «اقدام» و «تلاش دوباره»، بازخورد بیشتر شبیه گزارشی دقیق دربارهٔ چیزی است که دیگر تمام شده است.

ما گاهی آن‌قدر خوب توضیح می‌دهیم که تمام کارِ فکری را خودمان انجام می‌دهیم. زبان‌آموز فقط نتیجهٔ تفکر ما را دریافت می‌کند.

شاید بازخورد خوب نباید بگوید: «من همه‌چیز را دیدم.»
باید بپرسد: «حالا تو چه چیزی را می‌توانی متفاوت انجام بدهی؟»

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟