من استعداد زبان ندارم.

من استعداد زبان ندارم.

فایل صدایمان را گوش می‌کنیم. وسط جمله چند بار مکث کرده‌ایم، یک کلمه یادمان نیامده و آخرش هم جمله را نیمه‌کاره رها کرده‌ایم.

نتیجه؟ «من استعداد زبان ندارم.»

عجیب است؛ یک فایل یک‌دقیقه‌ای ضبط کرده‌ایم، اما برای تمام آینده‌مان حکم صادر می‌کنیم.

آن فایل چیزهای مشخص‌تری به ما می‌گوید: کجا مکث کردیم؟ چه کلمه‌ای کم داشتیم؟ کدام جمله را توانستیم تا آخر بگوییم؟

«من استعداد ندارم» جایی برای شروع باقی نمی‌گذارد. اما «برای توضیح دلیل نظرم کلمه کم آوردم» چیزی است که می‌شود روی آن کار کرد.

مثلاً همان قسمت را انتخاب کنیم، دو عبارت لازم را پیدا کنیم و دوباره ضبطش کنیم. بعد دو نسخه را کنار هم گوش بدهیم. شاید روان‌تر شده باشد؛ شاید هنوز همان‌جا گیر کنیم. در هر دو حالت، بهتر می‌دانیم قدم بعدی چیست.

لازم نیست اشتباه را زیبا جلوه بدهیم. فقط لازم نیست آن را به اسم خودمان تبدیل کنیم.

آخرین بار که از زبانمان ناامید شدیم، دقیقاً چه کاری را نتوانسته بودیم انجام بدهیم؟
 

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟