من چه زمانی میتونم وارد دوره های آیلتس بشم؟
در پاسخ به این سوال من همیشه از فرد دو سوال می پرسم؟
اول اینکه چه نمرهای میخوای؟
و دوم سطح زبان شما چیه؟
پاسخ به سوال اول تقریبا دقیقا هست، اما جواب به سوال دوم دچار گنگیهای زیادی میشه. انگار متقاضی آیلتس در یه جای تاریک چشم باز کرده و دقیقا نمیدونه کجاست. و من مایلم در این رابطه کمی براتون بنویسم.
ما معمولا در آزمون آیلتس نمرهی ۶ تا ۷ رو نیاز داریم و این یعنی سطح زبانی ما باید آپراینترمیدیت باشه تا محتوای آزمون رو بفهمیم و بهش جواب بدیم. سطح زبان ما برای موفقیت در آزمون آیلتس مثل میزان مهارت ما در مشتزنی (بوکس) میمونه. تصور کنید صرفا بعد از یک سال تمرین بوکس، بخواید وارد دنیای بوکس حرفهای بشید و جلوی مشتزنهای به نام دنیا بایستید. چقدر احتمال داره بتونیم چندین راند مبارزه کنیم و توی رینگ دوام بیاریم؟
اما سطح آپراینترمیدیت یعنی چی؟
ما در سطح آپر میتونیم از عهدهی موضوعاتی بربیایم که از زندگی خصوصی ما فاصله میگیره ولی به خاطر مطالعه، باهاشون آشنا هستیم، مسایلی مثل علل فقر، هوش مصنوعی، مسایل محیط زیستی. مثلا میتونیم دربارهی آلودگی محیط زیست با یه بومی زبان بحث کنیم، نظر بدیم، برای نظراتمون دلیل بیاریم، بدون اینکه نیاز باشه فرد مقابل شمرده شمرده حرف بزنه یا از کلمات آسون استفاده کنه.
همچنین، در سطح آپر، ما میتونیم به یه سخنرانی در کنفرانس تد گوش بدیم و نکات کلی و خیلی از جزئیاتش رو بفهمیم (مشروط بر اینکه لهجه استاندارد باشه). نیازی نیست کلمات لیسینینگ خیلی آسون باشه. فقط اینکه اون موضوع باید برامون آشنا باشه، مثل «روشهای موفقیت در مدیریت در کسب و کارهای امروزی».
سوال مهم اینه که آیا ما واقعا میتونیم این کارها رو به انگلیسی انجام بدیم؟ (فارسی جای خودش). یعنی آیا واقعا میدونیم که سطح ما آپر هست؟ تجربه به من نشون داده که این طور نیست. یعنی حس میکنیم هستیم، اما در واقع نیستیم. خودارزیابیهای ما اغلب یا بزرگنمایی هستن یا کوچکنمایی و بر اساس معیارهای نادرست انجام میشن. مثلا میگیم من کتاب «گرامر برای آیلتس» و «لغات برای آیلتس» رو خوندم. پس آپر هستم.
اخیرا از یکی پرسیدم سطح زبان شما چیه؟ گفت که خوبه! گفتم «خوب» یعنی چی؟ گفت یعنی رفتم کلاس زبان. گفتم چقدر کلاس زبان رفتی؟ گفت یه سال. گفتم تعیین سطح دادی؟ گفت نه. پرسیدم چه نمرهای میخوای؟ گفت ۶. وقتی ازش تعیین سطح گرفتم دیدم سطح زبانش اینترمیدیت هم نیست. یعنی حتی برای نمره ۵ هم آماده نیست. اما اصرار داشت که کلاس آیلتس بیاد چون باید از ایران میرفت.
من از این قبیل تجربیات زیاد داشتم. با کسانی روبرو شدم که یا به اشتباه تعیین سطح شده بودن یا چون عجله داشتن، زود وارد کلاس های آیلتس شدن. این باعث سردرگمیشون شده بود و برای کاهش این گنگیها دست به هر کاری میزدن و به در بسته میخوردن. مثلا کتاب 504 رو حفظ کرده بودن ولی ناراحت بودن که نمیتونستن حتی یه کلمه رو به یاد بیارن.
و البته وقتی بهشون واقعیت رو میگم که شما با این سطح فعلی نمیتونید به این نمره برسید و باید برگردید به کلاس زبان، به من میگن چقدر آدم ناامید کنندهای هستی. و وقتی براشون توضیح میدم که زندگی در به کشور دیگه و مطالعه کتابهای درسی سنگین به زبان انگلیسی حتی با آیلتس ۷ راحت نیست، فایده نداره. مرغ یه پا داره. اینجاست که آدم متوجه میشه چقدر راحت میشه با تزریق امید واهی به دیگران پول درآورد.
من نمیخوام وارد چرایی این مساله بشم و دربارهی اصرارهای بیجا یا کارهای غیرحرفهای برای پر کردن کلاس آیلتس صحبت کنم. هدفم بازی مشتها و فحشها نیست. سرزنش برای تنبان کسی کش نمیشه. مایلم به کسانی که در این شرایط هستن کمک کنم.
واقعیت اینه. آزمون آیلتس خودش یه تست تعیین سطح هست. یعنی اگر سطح من آپر باشه، اون هم سطح من رو آپر نشون میده. اگر سطح من اینتر باشه، اون هم نمرهی اینتر رو نشون میده. آیلتس آینهی سطح زبان ماست. پس من چیزی رو در آینهی آیلتس میبینم که خودم هستم. پس باید چیزی که از نظر زبانی هستم با نمرهای که میخوام بخونه.
اقدام عجولانه فقط باعث سرخودرگی من میشه چون آیلتس تستی نیست که راحت بشه فریبش داد. بله، تستش ایدهآل نیست ولی فعلا یکی از بهترین ابزارهای سنجش سطح زبان هست. و فراموش نکنید سالها پژوهش صرفش شده و تکامل تدریجی داره هر روز دقیقترش میکنه.
اخیرا داشتم با یکی دربارهی مهاجرت گفتگو میکردم. بهم میگفت میخوام شش ماهه آلمانی یادبگیرم و برسم به سطح آپر. ازم پرسید، نظرت چیه؟ من هم طبق معمول زدم ناامیدش کردم. در جواب تلخندی زد و گفت «از این ستون به اون ستون فرجه». «خواستن توانستنه». خواستم بهشم بگم از این ستون به اون ستون فرجی نیست. اصلا ستونی نیست. خواستن همیشه توانستن نیست که اگر بود به هر چی میخواستیم میرسیدیم. بعضیاوقات برعکسش درسته؛ توانستن خواستنه. یعنی وقتی مهارتی به دست میاد تازه میتونیم بخوایم کاری کنیم. اما دیدم فایده نداره. دارم مشت به دیوار می زنم.
رسیدن به سطح آپر پاس کردن چهار تا کتاب نیست. صرف زمان و رویایی مستقیم و شبانهروزی با یه زبان دیگهست. ما زبان مادری خودمون رو مگه شش ماهه یاد گرفتیم؟ تا برسیم به سواد آموزی و نوشتن حروف الفبا و خوندن متن، بیش از یک دهه طول کشیده. حداقل یک سوم این زمان باید صرف یه زبان خارجی بشه تا برسیم به سطح آپر (سطح مهاجرت).
خلاصه اینکه اگر میخواید وارد کلاس آیلتس بشید یه تعیین سطح بدید. یکی از بهترین تعیین سطحها شرکت در آزمون ماک هست. توی یه موسسه معتبر امتحان بدید. اگر تونستید دو بار و دو جا امتحان بدید. نمرات آزمون دومی احتمالا سطح شما رو بهتر نشون میده چون از تجربهی اولی چیزی یاد گرفتید. درسته، ماکها دقیق نیستن، اما باز هم اعدادی رو نشون میدن که معنا داره. مثلا اگر ماک در هر چهار مهارت ۶ رو نشون داد، احتمالا برای کلاسهای آیلتس آماده هستیم.
آزمون ماک تنها روش نیست؛ اساتیدی هستن که در کار تعیین سطح خبره شدن. پیدا کردن اینها سخت نیست. پرس و جو کنید. اینها درک خوبی از تعیین سطح دارن - صرفا دنبال گرامر و وکب شما نیستن؛ بلکه در تلاش هستن ببینن شما با مهارت زبانی چه کارهایی میتونی انجام بدی. میتونی دربارهی موضوعی آشنا مثل استفاده از تلفن همراه در مدرسه نظر بدی؟ برای نظرت میتونی دلیل بیاری؟ میتونی استدلال یا توصیفی رو بشنوی و جزئیاتش رو متوجه بشی؟ اساتید خبره علاوه بر گرامر و لغات به این چیزها خوب توجه میکنن.
و نکتهای خطاب به عزیزانی که کلاس زبان نمیرید. تسلط به زبان مادری در این دنیای در هم تنیده و شبکههای اجتماعی میتونه امتیاز بزرگی باشه. شاید یه روزی فرصتی برای مهاجرت براتون جور شد. از الان اقدام کنید. رسیدن به سطح آپر (سطح مهاجرت و تحصیل در دانشگاههای بینالمللی) بیش از هر چیزی، نیاز به دور خیز داره. دو یا سه سال کلاس زبان رفتن، کتاب انگلیسی خوندن، یوتیوب دیدن، فیلم تماشا کردن، و با دیگران انگلیسی حرف زدن میخواد. کلاس زبان دیگ زودپز نیست. زبان زمان میخواد.