چرا در بخش تسک ریسپانس در رایتینگ آیلتس (تسک ۲) موفق عمل نمی‌کنیم؟

چرا در بخش تسک ریسپانس در رایتینگ آیلتس (تسک ۲) موفق عمل نمی‌کنیم؟
از بین چندین دلیل، یکی از اون‌ها رو در این نوشته به بحث می‌ذارم.

برای نوشتن یه مقاله‌ی موثر، قدم اول فهم سوالی هست که به ما می‌دن. این سوال (تسک) از کلمات ساخته شده. این یعنی فهم تک تک کلمات توی تسک منجر به فهم خود سوال می‌شه. اما ما دقیقا همینجا دچار مشکل می‌شیم و به جای فهم سوال دچار وهم می‌شیم. در نتیجه، مقاله‌ی ما منعکس کننده‌ی سوال نیست (یعنی چندان مرتبط با تسک نمی‌نویسیم). اما چرا دچار وهم می‌شیم؟ 

برای توضیح این مشکل، باید بریم سراغ کلمات. تکرار زیاد باعث می‌شه تا یه واژه دچار تخفیف معنایی بشه. یعنی کلمه ظاهرا برای ما آشناست، اما ما از محتوای اون بی‌خبریم. 

مثلا کلمه‌ی «عشق» رو به زبان میاریم، اما از محتواش بی‌خبریم. همین اتفاق برای کلماتی مثل «دولت»، «زمان»، «دوست»، «ازدواج»، «زندگی» و بسیاری دیگه می‌افته. خوب به این کلمات فکر کنید. محتوای این‌ها چیه؟ اگر از سطح تلفظ و املای این واژه‌ها عبور کنیم، در قسمت زیرین، به چی می‌رسیم؟ 

این تخفیف معنایی در آزمون آیلتس برای ما رخ می‌ده. مثلا تا کلمه‌ی government رو می‌بینیم‌، فکری از توی ذهن ما عبور می‌کنه، اما این فکر تصویری تار هست. پس باید از خودمون بپرسیم محتوای این کلمه چیه؟ اگر خوب فکر کنیم، می‌فهمیم وقتی این واژه در آزمون آیلتس اومد، ما می‌تونیم به کلمات زیر فکر کنیم تا به محتواش دست پیدا کنیم.
legislation, execution of laws, protection of rights

یا مثلا اگر کلمه‌ی children رو دیدیم، نباید گول بخوریم. صرفا چون کلمه برای ما آشناست، دلیل نمی‌شه به محتوای کلمه دسترسی داریم. باید خوب فکر کنیم و این سوال باید به ذهن بیاد که با چه گروه سنی سروکار داریم؟ پیش دبستان؟ دبستان؟ متوسطه؟ دبیرستان؟ ویژگی‌های روحی و روانی و جسمی این گروه‌های سنی چیه؟ مثلا بچه‌های پیش دبستان هماهنگی بین چشم و دست پایینی دارن و هنوز نمی‌تونن به صورت مفهومی فکر کنن. همچنین این کلمه ما رو به پدر و مادر و مدرسه وصل می‌کنه. این افکار درباره‌ی کلمه‌ی children کار ایده پردازی رو برای ما آسون می‌کنه.

یه مثال دیگه می‌تونه کلمه‌ی school باشه. این واژه ظاهر آشنایی داره، اما واقعا محتواش چیه؟ اولین جامعه‌ای که بچه‌ها واردش می‌شن. مکانی که بچه‌ها در اون تحت تاثیر عوامل گوناگون هستن. معلم. همکلاسی. قوانین و مقررات. جلسه اولیا و مربیان. تنبیه و تشویق. این طور به کلمات فکر کردن به ما اجازه می‌ده تا درست سوال رو بفهمیم.

 من با گروهی از بچه‌ها رایتینگ تسک ۲ کار می‌کردم و به این‌ها موضوعی دادم درباره‌ی punishment. مقلات بچه‌ها رو که خوندم دیدم اکثر درباره‌ی تنبیه بدنی و کتک زدن نوشته بودن. این یعنی مقاله رو صرفا بر اساس آشنایی سطحی با کلمه‌ی punishment نوشته بودن، نه بر اساس باطن این واژه. این لغت یادآور فیدبک (بازخور) به رفتار ناپسند هست. آزادی فردی و آزادی اجتماعی در هم تنیده هستن و بدون بازخورد منفی ممکنه بچه‌ها با آزادی فردی به جامعه آسیب بزنن. همچنین، این کلمه یادآور انواع بازخوردهاست، نه فقط کتک زدن. محروم کردن از اسباب بازی، یه اخم ساده، کاهش پول توجیبی و از این قبیل.

بحث من درباره‌ی تخفیف معنایی، معناباختگی واژگان، و ظاهربینی واژگانی فقط محدود به آیلتس نیست. آیا ما در زندگی عادی عمیقا به کلمات فکر می‌کنیم؟ وقتی یکی به ما می‌گه «دوستت دارم»، به محتوای کلمه‌ی «دوست» یا «من» فکر می‌کنیم؟ این «من» کیه؟ «دوست داشتن» چیه؟ صرفا جاذبه‌ی ظاهری؟ میل به ارضای میل جنسی؟ یا چیزی عمیق‌تر؟ شخصا خیلی در تلاشم تا به راحتی از کلمات عبور نکنم. به محتوای اون‌ها فکر کنم. فقط مشکل اینه که در فارسی، فرهنگ لغتی پیدا نکردم که ریشه و محتوای کلمات رو دقیق بیان کنه، در حالیکه این در انگلیسی خیلی آسون‌تره.

خلاصه‌ی کلام اینکه تا کلمه‌ای جلوی چشم ما میاد و برامون آشناست، نباید فرض رو بر این بذاریم که اون کلمه رو خوب فهمیدیم. آشنایی ظاهری باعث توهم می‌شه. باید چند لحظه با واژه خلوت کرد و اندیشید. محتوای این واژه چیه؟ این نگرش، در نوشتن یه مقاله‌ی موثر در آزمون آیلتس به ما کمک خواهد کرد چون نقطه‌ی شروع نوشتن یه مقاله فهم سوال (تسک) هست. 
 

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟