گذشته‌ی ما در یادگیری زبان، فقط گذشته نیست.

گذشته‌ی ما در یادگیری زبان، فقط گذشته نیست.

خیلی وقت‌ها زبان‌آموز فکر می‌کند مشکلش این است که لغت کم دارد، گرامرش ضعیف است، یا speaking‌اش خوب نیست.

اما همیشه مشکل این نیست.

گاهی چیزی در کلاس امروز، زخمی قدیمی را بیدار می‌کند.

یک سؤال ساده از طرف معلم.
یک اشتباه در تلفظ.
یک لحظه که همه منتظرند تو حرف بزنی.

و ناگهان بدن قفل می‌کند.
ذهن خالی می‌شود.
صدا بیرون نمی‌آید.

چرا؟

چون گاهی ما فقط با زبان جدید نمی‌جنگیم؛
با گذشته‌ی خودمان هم می‌جنگیم.

شاید در مدرسه به خاطر اشتباه‌هایمان شرم را تجربه کرده‌ایم.
شاید هم در خانواده‌ای بزرگ شده‌ایم که در آن حرف زدن امن نبوده؛
جایی که صدایمان قطع می‌شده،
احساساتمان نادیده گرفته می‌شده،
یا با تحقیر روبه‌رو می‌شده‌ایم.

کم‌کم ذهن یاد می‌گیرد:
حرف زدن خطرناک است.

سال‌ها بعد، این ترس در کلاس زبان برمی‌گردد.

اما رهایی آسان نیست.

رهایی یعنی جرئت کنیم به گذشته برگردیم.
زخم‌ها را ببینیم.
دردهای حس‌نشده را حس کنیم.
اشک‌های نریخته را بریزیم.

این کار آسان نیست.
اما آزادی بهایی دارد.

و شاید آزادی واقعی از همین‌جا شروع شود:

از لحظه‌ای که گذشته دیگر پشت پرده ما را کنترل نمی‌کند.

آن وقت زبان دیگر میدان جنگ نیست.

می‌شود همان چیزی که باید باشد:

راهی برای بیان خود.

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نظر را شما بنویسید!
دستیار هوشمند
دستیار هوشمند
آنلاین
سلام! چطور می‌تونم کمکتون کنم؟